توجه زيادي به رگها معطوف شده، همچنين اقسام دررفتگيها و فتق بررسي شده است؛ باب پنجم مربوط است به داغ گذاشتن (سوزاندن محل زخم) و داروها.
گيللمو به اندازهٴ برونو از مراجع استناد ياد نكرده است: او از جالينوس و چند نويسندهٴ اسلامي، همچنين از برخي معاصران خود نام ميبرد، ولي در مجموع خيلي بيش از برونو متكي به معلومات خودش است. جدايي او از سنت طب اسلامي در مخالفتش با داغ گذاشتن افراطي (كه جراحان اسلامي معتقد بدان بودند) ديده ميشود؛ او استفاده از كارد جراحي را بهجاي داغ گذاشتن توصيه ميكند.
كتاب مدخل تندرستي و درمان هم در پنج باب است: 1) آسيبشناسي و درمان خاص اندامها از سر تا پا؛ 2) تبها، در 28 فصل؛ 3) مواد آرايشي و شناسايي بيماريهاي پوست؛ 4) زهرشناسي؛ 5) ادويهٴ مفرده، قرابادين در 32 فصل. موٴلفاني كه اغلب نام برده شدهاند عبارتاند از بقراط، جالينوس، رازي، و ابن سينا. اين كتاب حاوي بهترين توصيهها در مورد مراقبت از بيماران در بستر، يافتن نشانههاي بيماري، بيماريهاي زنان، بهداشت و برنامهٴ غذايي براي سنين مختلف عمر است. پيداست كه گيللمو، نهتنها يك جراح باتجربه، بلكه پزشكي بسيار بامعلومات و هوشيار بوده است.
آثار او حاوي موارد باليني بسيار خوبي است. او مسري بودن بيماريهاي مقاربتي را دريافت، و برخي اقدامات پيشگيري را ذكر كرد. توصيف خوبي از ماليخوليا به دست داد و مورد مهمي از سنگ كليه را شرح داد (مدخل، باب اول) كه نخستين اشاره به گروه علائم مربوط به بيماريهاي برايت بود.
رسالهٴ جراحي شهرت بسيار يافت. ترجمههاي قديم آن به زبان ايتاليايي، انگليسي، بوهميايي، و ترجمهٴ نيكول پرهوُست (دانشجوي پزشكي در پاريس، 1472)، و دو ترجمهٴ ناقص عبري در دست است. بخشي از مدخل هم به عبري ترجمه شده است.
يادداشتي در باب جوواني كاربوندالايي
وينچنزو مالاكارنه1 با تفسير غلط نسخهاي از رسالهٴ جراحي با عنوان راهنماي اعمال جراحي، چنين نتيجه گرفته كه موٴلف آن شخصي به نام جوواني كاربوندالايي2 بوده است، كه در حدود 1275، در سانتيا (ورچِلي، پيدمونت) به جراحي اشتغال داشته است. تيرابوشي3، مالاكارنه را متوجه اشتباهش كرده، و او آن را پذيرفته است؛ با اين همه، اين اشتباه در برخي آثار تكرار شده است. به اميد پايانبخشيدن بدان در اين جا خاطرنشان شد.